خستگی برای پیدا کردن اتاق برای نفس زندگیمون
سلام قشنگترین هدیه ی خدایی![]()
خوبی عزیزم؟دوباره اومدم تا واست خبرای تازه تعریف کنم![]()
چنر روزه که بابایی دنبال یه اتاق خوشکل واسه نفس خوشکل و نازش میگرده دیگه خسته شده مامانی ،من که بابا رو می بینم دلم ریش ریش میشه آخه پاهاش تاول زده از بس گشته..
هرچی بهش پیشنهاد میدن یا طبقه چهارم بدون آسانسوره یا کوچیکه دیگه کلافه شده بابایی
یه وقتهایی میاد خونه نمیدونم با خوشحالی باهاش روبرو شم یا اصلا طرفش نرم آخه اینطوریه
دعا کن... الان بابایی زنگید گفت نگاری دعا کن یه جا هست 80 متره 40 رهن میده اما ما فقط 35 می تونیم بدیم دعا کن بهم بده نگاری ...گفتم نذر نمک میکنم بریم امام زاده صالح بدیم ایشالا امین جونی 35 رهن میده بدون اجاره...هر چی خدا بخواد...خدایا خواهش می کنم...![]()
یه ساعت بعد بابایی در خونه رو باز کرد گفت نگاری... خانومی..نذرتو ادا کن قبول کردن 35 رهن با اجاره کم...خدایا شکرت برق و تو چشای بابایی دیدم ، دیدم که تو صورتش چراغونیه نیمه شعبان بود
...خدایا شکرت..قشنگم میدونم تو هم زیاد دعا کردی ایشالا خونه خوبی باشه برات....و زود زود بزرگ بشی با خوشی در کنار خانوادت ...البته میدونم که خوندن سوره واقعه و یس و دمیدن بهت چقد تاثیر داشته تو رزق و روزیمون
پس همچنان ادامه میدم....
از حالا به فکر افتادیم که چه طوری بچینیم خونمونو...اتاق خواب چه رنگی بشه..بابا همش تو فکره
نمیدونم باید چه دعایی کرد تا از یه موضوعی خیالمون راحت میشه یه موضوع دیگه جاش میاد
آخه الان پرده واسه اتاق خوابها و پذیرایی میخوایم چون قبلیها اندازه نیست نقاشی میخواد اتاقها...و کلی چیزهای دیگه...اما همشون خیلی قشنگن ...بازم شکرت خدا![]()


خستگی برای پیدا کردن اتاق برای نفس زندگیمون
