لحظه ی پروانگی
با دختر نازنینم ! دیگر چیزی به آمدنت نمانده این را هم می توان از تقویمی که نگاه هر روزه ام را می دزدد فهمید هم از تکانها و فشارهایی که به مادرت وارد می کنی درست مثل پروانه ای که می خواهد پیله ی خود را بشکافد و در هوایی غیر از فضای تنگ و محصور خود بال بگشاید بیا مادر که مشتاق دیدارت هستیم عزیز دلم هنوز بعد سه سال شیدای داشتن و بودنت هستم ببخش مادرت را اگر در این مدت بخاطر شرایطم کمتر از قبل صبور بودم ! ...
نویسنده :
مامانی نگار-بابایی امین
11:36


